تبليغاتX
پرهام دلبندم - پسرم تولد سه سالگیت هزاران بار مبارک

Lilypie

پسرم تولد سه سالگیت هزاران بار مبارک

 

تولد تولد تولدت مبارک

مبارک مبارک تولدت مبارک 

 

بازم شادی و بوسه ، گلای سرخ و میخک
میگن کهنه نمی شه تولدت مبارک
تو این روز طلایی تو اومدی به دنیا
و جود پاکت اومد تو جمع خلوت ما
تو تقویما نوشتیم تو این ماه و تو این روز


از اسمون فرستاد خدا یه ماه زیبا
یه کیک خیلی خوش طعم ،با چند تا شمع روشن
یکی به نیت تو یکی از طرف من
الهی که هزارسال همین جشنو بگیریم
به خاطر و جودت به افتخار بودن


تو این روز پر از عشق تو با خنده شکفتی
با یه گریه ی ساده به دنیا بله گفتی
ببین تو اسمونا پر از نور و پرندس
تو قلبا پر عشقه رو لبا پر خندس
تا تو هستی و چشمات بهونه س واسه خوندن
همین شعر و ترانه تو دنیای ما زندس


واسه تولد تو باید دنیا رو اورد
ستاره رو سرت ریخت تو رو تا اسمون برد
اینا یه یادگاری توی خاطره هاته
ولی به شوق امروز می شه کلی قسم خورد
تولدت عزیزم پراز ستاره بارون
پر از بادکنک و شوق ،پر از اینه و شمعدون
الهی که همیشه واسه تبریک امروز
بیان یه عالم عاشق ،بیاد هزار تا مهمون

دیروز تو بوف جام جم سر همان قرار وبلاگی که هاله بسیار عزیز و دوست داشتنی اون را ترتیب داده بود یک تولد کوچولو در جمع دوستان بسیار خوبمون برای پرهام گرفتیم به پرهام که خیلی خوش گذشت و دیشب دوباره می گفت فردا هم بریم کیک ببریم.

از همه دوستای بسیار خوبم تشکر می کنم که با محبت هاشون من و پرهام را شرمنده کردند و تشکر ویژه دارم از سمیه جون مامان رزانا که زحمت بریدن کیک را کشیدن  و ممنون و متشکریم از مامان دیبا و پرند و مامان نارگل جون که با هدیه بسیار زیباشون داستان شنگول و منگول را برامون کامل کردند.

هاله جون مامان ارشیا از هدیه بسیار قشنگت ممنون عزیزم.

دوستان شرکت کننده تا جایی که اسمهاشون را یاد گرفتم:

مامان دیبا و پرند جونی، مامان نارگل حونم ، لیلا جون مامان مارتیا، سمیه جون مامان رزانا، آرزو حون مامان طاها، مامان آریان جون، مامان پریسا و پارسای دوست داشتنی،  مامان شاینا جون ،هاله جون مامان ارشیا ، افروز جون مامان هلیا، گلناز جون مامان هانا و وندا جون، ساناز مامان دانیال جون، مامان آرتای خوشگل، مامان تارا جون، مامان روژین وسمیه جون و مامانای مهربون دیگه ای که اسمشون را نمی دونم  از همه تون هزاران بار ممنونم.

 

 عکسهای بوف را تا جایی که خودم عکاسی کردم را براتون میزارم

نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388 ساعت 8:5 توسط مامان پرهام |