
عکسهایی از پرهام در چند ماه گذشته
میلاد حضرت رسول و امام صادق مبارک
امسال هم پرهام پسر بازم بلا و شیطون شده و حسابی زندگی را بهم میریزه. مامانم که از دستش عاصی شده به همه چیز کار داره! باید از هر چیزی که می بینه سردربیاره. از سشوار گرفته تا لباسشویی، از داخل فر گاز تا کشوهای کابینت ....
ولی همه این شیطنتها برای من و بابا فرید شیرین مثل عسل می مانه و باهاش جان میگیریم. بازی جدیدی هم که پرهام خان دوست داره قایم باشکه. من یا بابایی باید بریم قایم بشیم و پرهام باروروک میاد و مثلا ما را پیدا میکنه یا میاد بغل یکی از ما و با هم دنبال یکی دیگه بگردیم.دیشب یک ساعتی من و بابا فرید با پرهام قایم باشک بازی میکردیم.
پسر کوچولوی ما چند روزیه که حسابی ددری شده و همش دوست داره بیرون و ماشین سواری را هم نمیخواد باید پیاده راه بریم و آقا با دقت فضولی کنه.
شب میلاد حضرت رسول من و فرید پرهام را بردیم که براش عیدی بخریم. تو یک مغازه ای که رفتیم یک دختر کوچولویی بغل مامانش بود البته از پرهامی چند ماهی بزرگتر بود همه سرشون گرم خریدای خودشون بود که یک دفعه پرهام نی نی را دید و از خوشحالی چنان جیغی کشید که همه برگشتند به طرفش و حالا میخواست که دختر کوچولو را بغل کنه و همش دستاش باز میکرد و از تو بغل باباش خودش میخواست پرت کنه به سمت دختره. وقتی از مغازه بیرون اومدیم گریه میکرد که چرا نی نی را نیاوردیم خلاصه اینم ماجراهای ما وقند عسلمون.
البته برای پرهام عیدی یک ماشین خریدیم که چرخ های گنده داره. پرهام عاشق چرخ و به جای ماشین و موتور با چرخشون بازی میکنه.
پرهام دلبندم آنقدر دوستت دارم که نمی تواتم برایش حد و مرزی قایل شوم همیشه سلامت و شاد باشی تا من ذره ذره وجودم را به پایت بریزم.


پرهام و مهمانی منزل دایی احمد


این روزها پرهام






نوزوز باستانی مبارک
از اینجا و از وبلاگ پرهام فرخنده نوروز باستانی را به همه دوستان خوبم که تو این مدت از طریق وبلاگ پرهام باهاشون آشنا شدم از طرف خودم، فرید و پرهام کوچولو تبریک و تهنیت عرض نموده و سالی پربار همراه با سلامتی، سعادت، سرور،سربلندی، سرافرازی، سرخوشی و سروری را از درگاه ایزد مهر برایتان خواستارم.
هر روزتان نوروز
نوروزتان پیروز





