
Happy Valentine

فرید هم با یک دنیا عشق که از چشماش معلوم بود یک النگوی خیلی قنشگ برام خریده بود که از همه طلاهای دنیا در نظرم قشنگتر بود با یک دسته گل زیبا به من هدیه داد. از آن سال به بعد این رسم خوب برامون ماندگار شده و همچنان ادامه داره
منم از این فرصت استفاده میکنم و از وبلاگ پسرم این روز را به فرید عزیزم تبریک میگم و براش آرزوی بهترینها را در زندگی دارم و از خدا میخوام همیشه ایام به کامش باشه و خدای خوب و مهربان هم نگهدارش

پرهام و شیرین کاری هایش
پرهام تو هفته ای که گذشت یاد گرفته بگه : دددد، بابا و آب ، پرهام عاشق کتابه و خیلی دوست داره که کتاب را براش بازکنی و از روی عکسها براش داستان تعریف کنی ۱۰ روزی میشه که کتاب تولدت مبارک عزیزم او را به خودش مشعول کرده موقع غذا خوردن باید عکسهای کتاب را ببینه تا غذا بخوره، از شعر و موسیقی هم خیلی خوشش میاد وقتی دارم بهش شیر میدم براش شعر میخونم تا وقتی که من شعر بخونم راحت شیرش می خوره ولی زمانیکه من دیگه شعر نخونم اونم شیر نمی خوره، از بس براش شعر خوندم دیگه خواب حسنی نگو یه دسته گل، گربه من بازیگوشه و فلفلی و مرغ زرد کاکلی را می بینم.
اما غذا خوردن پرهام هنوزم خوب نشده و باید به یک سختی بهش غذا داد.سوپ و پوره را زیاد دوست نداره ولی از سرلاک و بلدین بدش نمیاد و بهتر میخوره. ![]()
پرهام یاد گرفته اگه نخواد با کسی بازی کنه پشتش را به اون میکنه و تحویلش نمی گیره، چند روزی بود که بابا فرید سرما خورده بود و سعی می کرد به پرهام نزدیک نشه، اولین شبی که از دکتر اومد خانه پرهام مثل شبهای قبل دست و پا می زد و سرو صدا میکرد که بابا فرید بغلش کنه اما فرید از راه دور باهاش بازی می کرد، بعد از چند دقیقه پرهام روش را از فرید برمیگرداند و دیگه تحویلش نمی گرفت و هر چی صداش میکرد جواب نمی داد. اینم از کارهای جدید این گل پسره.![]()
خدایا یک انرژی زیاد به من بده تا بتونم همپای پسرم دنیا را بگردم و زیرو رو کنم .
پرهام دلبندم دوستت دارم
عزاداری پرهام کوچولو
محرم ماه ایثار و شهادت
محرم ماه هفتاد و دو نور است
محرم ماه احساس و شعور است
محرم ماه سلطان قلوب است
در عاشورای سال قبل، پرهام در درون بطن من ابراز وجود میکرد نذر کردم که سال بعددر چنین روزی به تن پرهام لباس سقایی کنم و براش شیر کاکائو بدهم. دیروز روزی بود که خدا کمک کرد و توانستم نذرم ادا کنم به امید آنکه مورد قبول واقع شود.
پرهام دلبندم همیشه ایام سلامت باشی.
شهادت امام حسین و یارانش تسلیت باد
احساس می گوید حسین
زاده ام البنین عباس می گوید حسین
تاسوعا و عاشورای حسینی هم فرارسید. روایت عاشورا، فداکاریهای یاران اباعبدالله، پایداری و ادب آقا ابالفضل، صبر و ایستادگی خانم زینب،استقامت فرزندان حسین، مرثیه دختر سه ساله امام حسین دل هر عاشقی را به ثپش وا می دارد.
به امید آنکه همیشه از مریدان واقعی آن حضرت باشیم .
پاسخ به سوال یک دوست
سوال اول: میتونم بگم که قدمت آشنایی من و فرید خیلی بیشتر از قدمت متاهل شدنمون است.
سوال دوم: پرهام بیشتر شبیه باباش تا من، فقط حالت چشم و ابرو و گردی صورتش به من رفته ولی هرکس تو نگاه اول پرهام را ببینه میگه " وقتی بابا کوچک بود"
امیدوارم جواب سوالاتت را گرفته باشی .
پرهام عزیزم چه خوب شد که به دنیا آمدی و چه خوبتر شد که دنیا خانه ما شدی بر دستان کوچکت بوسه می زنم و برایت آرزوهای بزرگ دارم.
مامان پرهام
پرهام احساساتی
دیشب یکی از بستگان از سفر حج برگشته بود ومن و فرید مهمانی دعوت داشتیم و پرهام را نبرده بودیم آخر شب وقتی پرهام را از خانه خاله فریش تحویل گرفتیم چه ذوقی می کرد و تا ساعت ۱ نیمه شب بیدار بود و جیغ و داد میکرد، قهقهه می زد و بازی می کرد و احساساتی شده بود.


پرهام عزیز دل مامان و بابا به حد پرستش دوستت داریم.