تبليغاتX
پرهام دلبندم

Lilypie

شب يلدا

امشب اولين شب يلداي ما با حضور پرهام كوچولو برگزار ميشه. پرهام با وجود خودش اين شب را براي من و باباش گرم خواهد كرد و ما آرزو مي كنيم پرهام هميشه سالم و شاداب، سرحال و با نشاط باشه و  سال ديگه با شيطنت هاي خاص بچه ها به همه چيز دست بزنه و بپرسه اين ديگه چيه؟  من براش قصه شب يلدا را تعريف كنم و كم كم بزم شاعرانه ما با وجود اين عشق كوچك قلب من و باباش كامل بشه.

يلداي همه خاله ها و دايي هاي دوست داشتني مبارك

 

خوش باشيد 

 

نوشته شده در پنجشنبه سی ام آذر 1385 ساعت 10:29 توسط مامان پرهام |

خوابي عجيب

ديشب يك خوابي ديدم! خوابي عجيب! در مورد وبلاگ پسرم ! تو خواب مي ديدم شناسه و رمز عبوش فراموشم شده و ديگه نمي تونم براش بنويسم! از خواب پريدم با اضطراب و هراسي باورنكردني، روزي كه تصميم گرفتم براي پرهام وبلاگ بنويسم به خودم قول دادم تا روزي كه پرهام خودش نوشتن يادبگيره و بفهمه، من اين كار را براش انجام بدم و بعد به عهده خودش بذارم. اما مدتي مي شد كه درگير خيلي كارها بودم و زماني براي نوشتن نبود ولي خواب ديشب باعث شد من تكاني بخورم و سعي كنم در كنار تمام مشغله هام وقتي را هم براي وبلاگ پرهام بذارم.

پرهام عزيزم دوستت دارم

ماماني

 

نوشته شده در پنجشنبه سی ام آذر 1385 ساعت 10:17 توسط مامان پرهام |